Tuesday, February 03, 2004
قصه بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت.
باد با من می گفت :
"چه تهيدستی ، مرد!
ابر باور می کرد
posted by Mehran|
نظر بديد!
|
9:44 PM
فرستادنِ نظرات:
blog @ baroon . ir
آرشيو
آهنگ:
رقصِ بهار
انوشيروان روحانی
تکنوازی قوشمه، ساز و آواز، بارون
محمد رضا شجريان، کيهان کلهر
آلبومِ شب، سکوت، کوير
(!لطفا استريو گوش بديد)
آهنگهای قبلی
بخوانيد:
آهنگهای قبلی:
نینوا، پيش درآمد
(حسين عليزاده)
اين دهان... محمدرضا شجريان
ربنا... محمدرضا شجريان
اذان... مؤذن زاده اردبيلی
خزان(شور انگيز)... شهرام ناظری