سلا خي
زار مي گريست
به قناري كوچكي دل با خته بود
شاملو
posted by Anonymous|
|
بسم الله الرحمن الرحيم. اين روز ها ماهگرد يك چيزيه. همين.
posted by Anonymous|
|
يا خدا
ما غايب و اومنتظر آمدن ماست
برا امروز فقط می تونم حرف نزنم همين
فقط يک چيز
اللهم ارنی الطلعه الرشيده
والغره الحميده
واکحل ناظری بنظره منی اليه
و عجل فرجه
عيد دلاتون مبارک
posted by Anonymous|
|
؛حکايت ما
حکايت وامق و عذرا نیست؛
حکايت ليلی است
مجنون وار
در بيابان بدون سراب!
که چون فرهاد تيشه ميکوبد بر سنگ
و از بيستون خويش
هزار چهره ی شيرين می سازد
چیزی به تولدم نمونده.
کسی می تونه يادم بده چه جوری بايد به دنيا بيام؟
posted by Anonymous|
|
يا من لا مقصد الا اليه
يادتونه يکروز نوشتم: خيال وصال از خود وصال شيرين تر است
وبعد گفتم اين جمله داره منو ميکشه کمک؟
راستش هيچ حرفی نتونست دلم رو راضی کنه تا اينکه:
ساعت ۴:۴۰ صبح روز يکشنبه بدون اينکه حواسم باشه شروع کردم به خوندن اين بيت:
تو خسته ای و نشد عشق را کرانه پديد
تبارک الله از اين ره که نيست پايانش
وبعد فهميدم گير کارم کجا بوده.فهميدم اون جمله مال همه هست جز عاشقا.آخه قصه ی عاشقي با همه ی قصه های عالم يک فرق بزرگ داره و اون هم اينکه توش وصال نداره!
وقتی حرف از وصال می زنی یعنی داری آخر قصه رو میگی.بعد اگر آخر داشته باشه محدود می شه و اگر محدود با شه دیگه عاشقی نیست
قصه ی عاشقی قصه ی فناست.
و تازه وقتی فنا شدی رسیدی اول قصه و بعد دیگه بقیشو کسی بلد نیست چون وقتی واردش شدی دیگه نور می شی نور نور نور
وصال قصه ی عاشقی وقتيه که اون قصه رو شروع می کنی اصلا بقيه راه رو خودش می بردت و اين وصال هميشه هست.تا آخر عاشقی!
همين!
posted by Anonymous|
|
يا رب!
اللهي! كيف ادعوك و انا انا
و كيف اقطع رجايي منك و انت انت
خدايا چگونه تورا بخوانم در حالي كه من منم
و چگونه اميدم را از تو ببرم در حالي كه تو تويي
قسمتي از دعاي امام سجاد
التماس دعا!
عيد تون مبارك!
همين!
posted by Anonymous|
|
يا خدا!
كلاس اول كه بودم يك كيف طوسي داشم كه روش نقاشيه يك بچه بود با دو تا مداد رنگي!
دلم مي خواد باز يكي بره برام يك كيف مدرسه بخره با كلي مداد و دفتر .
بعد من دوباره شروع كنم به جمله نويسي:
بابا آب...
...
...
خدا دل داد.
من دل ندارم.
من خدا را دوست دارم...
ديوونه شدم .نه؟
posted by Anonymous|
|
ياران شتاب كنيد كه قافله دور است.
مي گويند كه گنهكاران را نمي پذيرند! آري گناهكاران را در اين قافله راهي نيست, اما پشيمانان را مي پذيرند.
آدم نيز در اين قافله ملازم ركاب حسين است كه او سر سلسله ي خيل پشيمانان است
و اگر نبود باب توبه اي كه خداوند با خون حسين ميان زمين و آسمان گشوده است, آدم نيز دهشت زده و رها شده و سرگردان, در اين برهوت گمگشتگي وا مي ماند.
شهيد آويني
posted by Anonymous|
|
خدا!
يا حسين گفتيم و عشق آغاز شد
عيد همهی همهی همتون مبارک
دعا يادتون نره
posted by Anonymous|
|
دچار يعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچار آبی دريای بی کران باشد
سهراب
اينو برا دل همه نوشتم
من مکه نرفتم
ولی ميدونم اونايی که مکه رفتن يک جور ديگه می خوننش
همين
posted by Anonymous|
|
يا خدا
"خيال وصال, از خود وصال شيرين تر است"
اين جمله داره من رو مي کشه.کسي مي تونه کمکم کنه
کسي که راست بگه
همين!
posted by Anonymous|
|
يا خدا!
با امروز تقريبا ۱۰ روزه که اگر صبح زود از خونه بری بيرون بچه ها رو می بينی که کيف به دست منتظر سرويس هاشون وايسادن واحتمالا ياد اون روزهای خودت می افتی که چقدر هول داشتی دير نرسي
يا نگران بودی که حتما مامانت دفترچه يادداشتت رو امضا کرده باشن
يا کلی ذوق می کردی که برای معلمت نوشتن(دی شب دندونهات رو مسواک زدي)
بعد هم اگه مثل من باشی یک کمی بغض می کنی.
می دونییک چیزی هست که هر کاری می کنم باز اذیتم می کنه
نمی دونم تا حالا بهش فکر کردی یا نه ! ولی ماها دیگه هیچ وقت نمی تونیم مزه ی اول مهرو بچشیم
نمیدونم چرا اینجاش که می رسم انگار بغضم می گیره
می دونی! قبول دارم الان یک عالمه چیز دیگه داریم ولی از اون میترسم که اونها رو هم وقتی تموم شدن...
نه!نه! بیشتر از اون می ترسم که یک روز وقتی بیدار شدیم...
این هم نه! بیشتر تراز اون می ترسم که یک روز...یک روز...یک روز که اصلا بیدار نشدیم...
وبعد خودشون بیدارمون کردن! ببینیم که دیگه هیچ چی وقت نداریم!
همین!